فرهنگ شهروندی بر پیوند میان حقوق، وظایف، اخلاق و مشارکت اجتماعی استوار است و ارتقای آن میتواند به انسجام، پیشرفت و توسعه جامعه کمک کند.
تا امروز در هفتهنامه راه شهیدان و خصوصاً صفحه «هفت پیچ» هرچه گفته شد از وظایف مدیران شهری بوده، ولی در عین حال همه ما شهروندان به معنای عام ـ مدیران و عموم شهروندان ـ نیز در قبال یکدیگر و در قبال شهر و محل سکونت خود وظایفی داریم. شهروندی نقش مؤثری در ایجاد جامعه بر اساس نظم و عدالت دارد که از سه عنصر مهم حقوق، وظایف و مشارکت افراد جامعه در تعامل با دولت تشکیل شده است. شهروندی را میتوان یکی از شاخصهای اساسی پیشرفت و توسعهیافتگی کشورها دانست که باعث گسترش حوزه عمومی و توسعه جامعه مدنی میشود.
فرهنگ شهروندی و مشارکت اجتماعی
یکی از مهمترین عوامل در جهت تحقق فرهنگ شهروندی، مشارکت اعضای جامعه در اداره امور جامعه است. مشارکت اجتماعی، یک فرایند عمومی، یکپارچه، چندگانه، چندبعدی و چندفرهنگی است که هدف آن سوق دادن همه افراد جامعه به سمت ایفای نقش در مراحل توسعه است. مثلاً توسعه نهادهای علمی و آموزشی زمینهساز مشارکت اغلب افراد جامعه در تحولات اجتماعی و اقتصادی است و در مردم نوعی آمادگی ایجاد میکند که تفکرات متناسب با توسعه را بپذیرند.
دکتر مریم خانمحمدی هزاوه معتقد است: با ایجاد، گسترش و تعمیق فرهنگ شهروندی میتوان بسیاری از مسائل شهری و اجتماعی را که اغلب کشورها با آن مواجه هستند رفع کرد. در حال حاضر رعایت فرهنگ شهروندی و به تبع آن اخلاق شهروندی در جامعه ما در سطح مطلوبی قرار ندارد و اعضای جامعه اطلاع و آگاهی مناسبی از حقوق و مسئولیتهای شهروندی خویش ندارند.
به اعتقاد ژان ژاک روسو، شهروند پیوسته به دنبال یک حس جمعی است و علاقه دارد در امور جامعه خویش پویا و فعال باشد. فرهنگ به معنای روشهای زندگی اعضای یک جامعه است؛ اعضای یک جامعه در عناصر فرهنگی سهیم هستند و به همین علت امکان برقراری ارتباط و همکاری با یکدیگر را دارند.
ابعاد فرهنگ شهروندی
فرهنگ شهروندی الزاماتی را در قالب ارزشها و هنجارها وارد زندگی اعضای جامعه میکند که بیانگر سبک زندگی و شکلدهنده تعاملات انسانها در بافت نوین زندگی اجتماعی است. ابعاد اخلاقی، اجتماعی، فردی، سیاسی و ابعاد دموکراتیک از معیارهای اصلی فرهنگ شهروندی محسوب میشود. ابعاد اخلاقی شامل وجدان جمعی، مشارکت اجتماعی، ادب و درستکاری، امانتداری و حفظ کرامت انسانی، انجام تعهدات شهروندی و مسئولیتپذیری است. ابعاد اجتماعی نیز مشارکت اجتماعی، مدارای اجتماعی، عضویت در انجمنها و گروههای اجتماعی، احساس تعلق اجتماعی، اهمیت ارتقای اجتماعی، آگاهی از حقوق شهروندی، ترجیح منافع جمعی بر منافع فردی، امنیت اجتماعی، برابری اجتماعی، احساس هویت جمعی و آموزش شهروندی را شامل میشود.
بررسیهای محققان گویای آن است که تغییر سبک زندگی، ارتقای مسئولیتپذیری، ارتقای مشارکت اجتماعی، آموزش فرهنگ شهروندی، ارتقای اخلاق شهروندی و تقویت هویت در جامعه ما بیشترین تأثیر را بر ارتقای فرهنگ شهروندی دارد.
فرهنگ شهروندی مفهومی دوسویه است؛ یعنی شهروندان از یک سو تکالیف و مسئولیتهایی دارند و از سوی دیگر باید از حقوق مدنی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برخوردار باشند. یعنی شهروند موقعیتی دارد که باید زندگی خویش را بر اساس وابستگی متقابل، توازن و تعادل میان حقوق و مسئولیتهای اجتماعی ساماندهی کند.
مسئولیتپذیری و اخلاق شهروندی
مسئولیتپذیری ویژگی یک شهروند فعال و کارکرد فرهنگ شهروندی است و شامل مسئولیت در مقابل مسائل کشور، شهر و محله، خانواده و مسئولیت در مقابل رفتار خویشاوندان و اعضای خانواده است. مسئولیت در مقابل خانواده، جامعه و دولت موجب پیوستگی و انسجام اجتماعی میشود.
در طول تاریخ، اخلاق همواره یک مقوله بسیار مهم در زندگی اجتماعی محسوب میشده است. امروزه رعایت اخلاق شهروندی و درونیسازی آن در بین اعضای یک جامعه یکی از گامهای مفید و مؤثر در جهت رشد و گسترش فرهنگ شهروندی است. اخلاق شهروندی یک وسیله تنظیمکننده در روابط اجتماعی انسانها محسوب میشود. میتوان گفت که نوع رفتار هر شخص در جامعه مشخصکننده نوعی از روابط آشکار و پنهان در لایههای گوناگون جامعه است؛ به علت آنکه انسانها معلول اجتماع هستند و جامعه در قبال آنها دارای مسئولیت است.
در زبان فارسی از فرهنگ شهروندی به اخلاق شهروندی نیز استناد شده است؛ یعنی تعیین وظایفی که شهروندان در یک شهر نسبت به نهادهای اجتماعی یا سایر شهروندان دارند. شهروند کسی است که قواعد سلوک دموکراتیک را میداند و ارزشهای اخلاقی را میشناسد. به طور کلی میتوان گفت اخلاق در شکل اجتماعی آن یک ضرورت محسوب میشود؛ ضرورتی که باعث میشود به اساسیترین و واضحترین قوانین شهروندی احترام گذاشت.
هویت و فرهنگ شهروندی
هر شهروند باید این امکان را داشته باشد که از هویتهای متعددی برخوردار باشد و برای هر یک از هویتها امکان آزادی بیان داشته باشد؛ البته تا حدی که هویتهای دیگران و حقوق آنها را به مخاطره نیندازد. هویت فردی، هویت اجتماعی و هویت ملی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر فرهنگ شهروندی است.
هویت فردی در مجموع به نوعی آگاهی اطلاق میشود که هر فرد در فرایند اجتماعیشدن و تعامل با دیگران درباره خود کسب میکند. این خودآگاهی به صورتی نسبتاً سازمانیافته رابطه فرد را با خود و دیگران تنظیم میکند و کنشهایش را تعدیل میکند. هویت اجتماعی به رابطه بین فرد و دیگران یا گروههای اجتماعی دیگر اشاره دارد. مقایسه یک فرد با دیگران باعث میشود که به تفاوتهای میان خود و دیگران یا تفاوت گروه اجتماعی خود و گروه اجتماعی دیگران آگاه شود و هویتی متمایز و منحصربهفرد برای خویش مشخص کند.
ضرورت ارتقای فرهنگ شهروندی
فرهنگ شهروندی مفهومی اجتماعی است که از نیازها، شرایط و بسترهای اجتماعی و فرهنگی جامعه امروز نشئت میگیرد و نشاندهنده تعهد و مسئولیت متقابل اجتماعی اعضای جامعه با یکدیگر و حقوق متقابل مردم و دولت است. بنابراین باید فرهنگ شهروندی به عنوان یکی از شاخصهای مهم پیشرفت و توسعه کشور، بیشتر مورد توجه پژوهشگران، برنامهریزان و سیاستگذاران اجتماعی قرار گیرد؛ زیرا ارتقای فرهنگ شهروندی موجب میشود بستر اجتماعی مناسبی برای فعالیتهای همه اعضای جامعه فراهم شود و به افراد کمک میکند تا گامهای مؤثرتری را به سوی پیشرفت، تعالی، توسعه و آبادانی جامعه خویش بردارند.
فرهنگ شهروندی بر پیوند میان حقوق، وظایف، اخلاق و مشارکت اجتماعی استوار است و ارتقای آن میتواند به انسجام، پیشرفت و توسعه جامعه کمک کند.
تا امروز در هفتهنامه راه شهیدان و خصوصاً صفحه «هفت پیچ» هرچه گفته شد از وظایف مدیران شهری بوده، ولی در عین حال همه ما شهروندان به معنای عام ـ مدیران و عموم شهروندان ـ نیز در قبال یکدیگر و در قبال شهر و محل سکونت خود وظایفی داریم. شهروندی نقش مؤثری در ایجاد جامعه بر اساس نظم و عدالت دارد که از سه عنصر مهم حقوق، وظایف و مشارکت افراد جامعه در تعامل با دولت تشکیل شده است. شهروندی را میتوان یکی از شاخصهای اساسی پیشرفت و توسعهیافتگی کشورها دانست که باعث گسترش حوزه عمومی و توسعه جامعه مدنی میشود.
فرهنگ شهروندی و مشارکت اجتماعی
یکی از مهمترین عوامل در جهت تحقق فرهنگ شهروندی، مشارکت اعضای جامعه در اداره امور جامعه است. مشارکت اجتماعی، یک فرایند عمومی، یکپارچه، چندگانه، چندبعدی و چندفرهنگی است که هدف آن سوق دادن همه افراد جامعه به سمت ایفای نقش در مراحل توسعه است. مثلاً توسعه نهادهای علمی و آموزشی زمینهساز مشارکت اغلب افراد جامعه در تحولات اجتماعی و اقتصادی است و در مردم نوعی آمادگی ایجاد میکند که تفکرات متناسب با توسعه را بپذیرند.
دکتر مریم خانمحمدی هزاوه معتقد است: با ایجاد، گسترش و تعمیق فرهنگ شهروندی میتوان بسیاری از مسائل شهری و اجتماعی را که اغلب کشورها با آن مواجه هستند رفع کرد. در حال حاضر رعایت فرهنگ شهروندی و به تبع آن اخلاق شهروندی در جامعه ما در سطح مطلوبی قرار ندارد و اعضای جامعه اطلاع و آگاهی مناسبی از حقوق و مسئولیتهای شهروندی خویش ندارند.
به اعتقاد ژان ژاک روسو، شهروند پیوسته به دنبال یک حس جمعی است و علاقه دارد در امور جامعه خویش پویا و فعال باشد. فرهنگ به معنای روشهای زندگی اعضای یک جامعه است؛ اعضای یک جامعه در عناصر فرهنگی سهیم هستند و به همین علت امکان برقراری ارتباط و همکاری با یکدیگر را دارند.
ابعاد فرهنگ شهروندی
فرهنگ شهروندی الزاماتی را در قالب ارزشها و هنجارها وارد زندگی اعضای جامعه میکند که بیانگر سبک زندگی و شکلدهنده تعاملات انسانها در بافت نوین زندگی اجتماعی است. ابعاد اخلاقی، اجتماعی، فردی، سیاسی و ابعاد دموکراتیک از معیارهای اصلی فرهنگ شهروندی محسوب میشود. ابعاد اخلاقی شامل وجدان جمعی، مشارکت اجتماعی، ادب و درستکاری، امانتداری و حفظ کرامت انسانی، انجام تعهدات شهروندی و مسئولیتپذیری است. ابعاد اجتماعی نیز مشارکت اجتماعی، مدارای اجتماعی، عضویت در انجمنها و گروههای اجتماعی، احساس تعلق اجتماعی، اهمیت ارتقای اجتماعی، آگاهی از حقوق شهروندی، ترجیح منافع جمعی بر منافع فردی، امنیت اجتماعی، برابری اجتماعی، احساس هویت جمعی و آموزش شهروندی را شامل میشود.
بررسیهای محققان گویای آن است که تغییر سبک زندگی، ارتقای مسئولیتپذیری، ارتقای مشارکت اجتماعی، آموزش فرهنگ شهروندی، ارتقای اخلاق شهروندی و تقویت هویت در جامعه ما بیشترین تأثیر را بر ارتقای فرهنگ شهروندی دارد.
فرهنگ شهروندی مفهومی دوسویه است؛ یعنی شهروندان از یک سو تکالیف و مسئولیتهایی دارند و از سوی دیگر باید از حقوق مدنی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برخوردار باشند. یعنی شهروند موقعیتی دارد که باید زندگی خویش را بر اساس وابستگی متقابل، توازن و تعادل میان حقوق و مسئولیتهای اجتماعی ساماندهی کند.
مسئولیتپذیری و اخلاق شهروندی
مسئولیتپذیری ویژگی یک شهروند فعال و کارکرد فرهنگ شهروندی است و شامل مسئولیت در مقابل مسائل کشور، شهر و محله، خانواده و مسئولیت در مقابل رفتار خویشاوندان و اعضای خانواده است. مسئولیت در مقابل خانواده، جامعه و دولت موجب پیوستگی و انسجام اجتماعی میشود.
در طول تاریخ، اخلاق همواره یک مقوله بسیار مهم در زندگی اجتماعی محسوب میشده است. امروزه رعایت اخلاق شهروندی و درونیسازی آن در بین اعضای یک جامعه یکی از گامهای مفید و مؤثر در جهت رشد و گسترش فرهنگ شهروندی است. اخلاق شهروندی یک وسیله تنظیمکننده در روابط اجتماعی انسانها محسوب میشود. میتوان گفت که نوع رفتار هر شخص در جامعه مشخصکننده نوعی از روابط آشکار و پنهان در لایههای گوناگون جامعه است؛ به علت آنکه انسانها معلول اجتماع هستند و جامعه در قبال آنها دارای مسئولیت است.
در زبان فارسی از فرهنگ شهروندی به اخلاق شهروندی نیز استناد شده است؛ یعنی تعیین وظایفی که شهروندان در یک شهر نسبت به نهادهای اجتماعی یا سایر شهروندان دارند. شهروند کسی است که قواعد سلوک دموکراتیک را میداند و ارزشهای اخلاقی را میشناسد. به طور کلی میتوان گفت اخلاق در شکل اجتماعی آن یک ضرورت محسوب میشود؛ ضرورتی که باعث میشود به اساسیترین و واضحترین قوانین شهروندی احترام گذاشت.
هویت و فرهنگ شهروندی
هر شهروند باید این امکان را داشته باشد که از هویتهای متعددی برخوردار باشد و برای هر یک از هویتها امکان آزادی بیان داشته باشد؛ البته تا حدی که هویتهای دیگران و حقوق آنها را به مخاطره نیندازد. هویت فردی، هویت اجتماعی و هویت ملی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر فرهنگ شهروندی است.
هویت فردی در مجموع به نوعی آگاهی اطلاق میشود که هر فرد در فرایند اجتماعیشدن و تعامل با دیگران درباره خود کسب میکند. این خودآگاهی به صورتی نسبتاً سازمانیافته رابطه فرد را با خود و دیگران تنظیم میکند و کنشهایش را تعدیل میکند. هویت اجتماعی به رابطه بین فرد و دیگران یا گروههای اجتماعی دیگر اشاره دارد. مقایسه یک فرد با دیگران باعث میشود که به تفاوتهای میان خود و دیگران یا تفاوت گروه اجتماعی خود و گروه اجتماعی دیگران آگاه شود و هویتی متمایز و منحصربهفرد برای خویش مشخص کند.
ضرورت ارتقای فرهنگ شهروندی
فرهنگ شهروندی مفهومی اجتماعی است که از نیازها، شرایط و بسترهای اجتماعی و فرهنگی جامعه امروز نشئت میگیرد و نشاندهنده تعهد و مسئولیت متقابل اجتماعی اعضای جامعه با یکدیگر و حقوق متقابل مردم و دولت است. بنابراین باید فرهنگ شهروندی به عنوان یکی از شاخصهای مهم پیشرفت و توسعه کشور، بیشتر مورد توجه پژوهشگران، برنامهریزان و سیاستگذاران اجتماعی قرار گیرد؛ زیرا ارتقای فرهنگ شهروندی موجب میشود بستر اجتماعی مناسبی برای فعالیتهای همه اعضای جامعه فراهم شود و به افراد کمک میکند تا گامهای مؤثرتری را به سوی پیشرفت، تعالی، توسعه و آبادانی جامعه خویش بردارند.
فرهنگ شهروندی بر پیوند میان حقوق، وظایف، اخلاق و مشارکت اجتماعی استوار است و ارتقای آن میتواند به انسجام، پیشرفت و توسعه جامعه کمک کند.
تا امروز در هفتهنامه راه شهیدان و خصوصاً صفحه «هفت پیچ» هرچه گفته شد از وظایف مدیران شهری بوده، ولی در عین حال همه ما شهروندان به معنای عام ـ مدیران و عموم شهروندان ـ نیز در قبال یکدیگر و در قبال شهر و محل سکونت خود وظایفی داریم. شهروندی نقش مؤثری در ایجاد جامعه بر اساس نظم و عدالت دارد که از سه عنصر مهم حقوق، وظایف و مشارکت افراد جامعه در تعامل با دولت تشکیل شده است. شهروندی را میتوان یکی از شاخصهای اساسی پیشرفت و توسعهیافتگی کشورها دانست که باعث گسترش حوزه عمومی و توسعه جامعه مدنی میشود.
فرهنگ شهروندی و مشارکت اجتماعی
یکی از مهمترین عوامل در جهت تحقق فرهنگ شهروندی، مشارکت اعضای جامعه در اداره امور جامعه است. مشارکت اجتماعی، یک فرایند عمومی، یکپارچه، چندگانه، چندبعدی و چندفرهنگی است که هدف آن سوق دادن همه افراد جامعه به سمت ایفای نقش در مراحل توسعه است. مثلاً توسعه نهادهای علمی و آموزشی زمینهساز مشارکت اغلب افراد جامعه در تحولات اجتماعی و اقتصادی است و در مردم نوعی آمادگی ایجاد میکند که تفکرات متناسب با توسعه را بپذیرند.
دکتر مریم خانمحمدی هزاوه معتقد است: با ایجاد، گسترش و تعمیق فرهنگ شهروندی میتوان بسیاری از مسائل شهری و اجتماعی را که اغلب کشورها با آن مواجه هستند رفع کرد. در حال حاضر رعایت فرهنگ شهروندی و به تبع آن اخلاق شهروندی در جامعه ما در سطح مطلوبی قرار ندارد و اعضای جامعه اطلاع و آگاهی مناسبی از حقوق و مسئولیتهای شهروندی خویش ندارند.
به اعتقاد ژان ژاک روسو، شهروند پیوسته به دنبال یک حس جمعی است و علاقه دارد در امور جامعه خویش پویا و فعال باشد. فرهنگ به معنای روشهای زندگی اعضای یک جامعه است؛ اعضای یک جامعه در عناصر فرهنگی سهیم هستند و به همین علت امکان برقراری ارتباط و همکاری با یکدیگر را دارند.
ابعاد فرهنگ شهروندی
فرهنگ شهروندی الزاماتی را در قالب ارزشها و هنجارها وارد زندگی اعضای جامعه میکند که بیانگر سبک زندگی و شکلدهنده تعاملات انسانها در بافت نوین زندگی اجتماعی است. ابعاد اخلاقی، اجتماعی، فردی، سیاسی و ابعاد دموکراتیک از معیارهای اصلی فرهنگ شهروندی محسوب میشود. ابعاد اخلاقی شامل وجدان جمعی، مشارکت اجتماعی، ادب و درستکاری، امانتداری و حفظ کرامت انسانی، انجام تعهدات شهروندی و مسئولیتپذیری است. ابعاد اجتماعی نیز مشارکت اجتماعی، مدارای اجتماعی، عضویت در انجمنها و گروههای اجتماعی، احساس تعلق اجتماعی، اهمیت ارتقای اجتماعی، آگاهی از حقوق شهروندی، ترجیح منافع جمعی بر منافع فردی، امنیت اجتماعی، برابری اجتماعی، احساس هویت جمعی و آموزش شهروندی را شامل میشود.
بررسیهای محققان گویای آن است که تغییر سبک زندگی، ارتقای مسئولیتپذیری، ارتقای مشارکت اجتماعی، آموزش فرهنگ شهروندی، ارتقای اخلاق شهروندی و تقویت هویت در جامعه ما بیشترین تأثیر را بر ارتقای فرهنگ شهروندی دارد.
فرهنگ شهروندی مفهومی دوسویه است؛ یعنی شهروندان از یک سو تکالیف و مسئولیتهایی دارند و از سوی دیگر باید از حقوق مدنی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برخوردار باشند. یعنی شهروند موقعیتی دارد که باید زندگی خویش را بر اساس وابستگی متقابل، توازن و تعادل میان حقوق و مسئولیتهای اجتماعی ساماندهی کند.
مسئولیتپذیری و اخلاق شهروندی
مسئولیتپذیری ویژگی یک شهروند فعال و کارکرد فرهنگ شهروندی است و شامل مسئولیت در مقابل مسائل کشور، شهر و محله، خانواده و مسئولیت در مقابل رفتار خویشاوندان و اعضای خانواده است. مسئولیت در مقابل خانواده، جامعه و دولت موجب پیوستگی و انسجام اجتماعی میشود.
در طول تاریخ، اخلاق همواره یک مقوله بسیار مهم در زندگی اجتماعی محسوب میشده است. امروزه رعایت اخلاق شهروندی و درونیسازی آن در بین اعضای یک جامعه یکی از گامهای مفید و مؤثر در جهت رشد و گسترش فرهنگ شهروندی است. اخلاق شهروندی یک وسیله تنظیمکننده در روابط اجتماعی انسانها محسوب میشود. میتوان گفت که نوع رفتار هر شخص در جامعه مشخصکننده نوعی از روابط آشکار و پنهان در لایههای گوناگون جامعه است؛ به علت آنکه انسانها معلول اجتماع هستند و جامعه در قبال آنها دارای مسئولیت است.
در زبان فارسی از فرهنگ شهروندی به اخلاق شهروندی نیز استناد شده است؛ یعنی تعیین وظایفی که شهروندان در یک شهر نسبت به نهادهای اجتماعی یا سایر شهروندان دارند. شهروند کسی است که قواعد سلوک دموکراتیک را میداند و ارزشهای اخلاقی را میشناسد. به طور کلی میتوان گفت اخلاق در شکل اجتماعی آن یک ضرورت محسوب میشود؛ ضرورتی که باعث میشود به اساسیترین و واضحترین قوانین شهروندی احترام گذاشت.
هویت و فرهنگ شهروندی
هر شهروند باید این امکان را داشته باشد که از هویتهای متعددی برخوردار باشد و برای هر یک از هویتها امکان آزادی بیان داشته باشد؛ البته تا حدی که هویتهای دیگران و حقوق آنها را به مخاطره نیندازد. هویت فردی، هویت اجتماعی و هویت ملی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر فرهنگ شهروندی است.
هویت فردی در مجموع به نوعی آگاهی اطلاق میشود که هر فرد در فرایند اجتماعیشدن و تعامل با دیگران درباره خود کسب میکند. این خودآگاهی به صورتی نسبتاً سازمانیافته رابطه فرد را با خود و دیگران تنظیم میکند و کنشهایش را تعدیل میکند. هویت اجتماعی به رابطه بین فرد و دیگران یا گروههای اجتماعی دیگر اشاره دارد. مقایسه یک فرد با دیگران باعث میشود که به تفاوتهای میان خود و دیگران یا تفاوت گروه اجتماعی خود و گروه اجتماعی دیگران آگاه شود و هویتی متمایز و منحصربهفرد برای خویش مشخص کند.
ضرورت ارتقای فرهنگ شهروندی
فرهنگ شهروندی مفهومی اجتماعی است که از نیازها، شرایط و بسترهای اجتماعی و فرهنگی جامعه امروز نشئت میگیرد و نشاندهنده تعهد و مسئولیت متقابل اجتماعی اعضای جامعه با یکدیگر و حقوق متقابل مردم و دولت است. بنابراین باید فرهنگ شهروندی به عنوان یکی از شاخصهای مهم پیشرفت و توسعه کشور، بیشتر مورد توجه پژوهشگران، برنامهریزان و سیاستگذاران اجتماعی قرار گیرد؛ زیرا ارتقای فرهنگ شهروندی موجب میشود بستر اجتماعی مناسبی برای فعالیتهای همه اعضای جامعه فراهم شود و به افراد کمک میکند تا گامهای مؤثرتری را به سوی پیشرفت، تعالی، توسعه و آبادانی جامعه خویش بردارند.
